تبلیغات


سفر به جاده‌هاي خلوت

احمد راسخي لنگرودي

... به مشهد اردهال كه رسيديم يك ساعت مانده به ظهر بود. طرفين جاده‌ي منتهي به اردهال را به فاصله هر صد متر پرچم نصب كرده بودند؛ در سه رنگ؛ سياه، قرمز و سبز. نشان از تدارك مراسم قاليشويان داشت. جاده به غايت خلوت بود و عاري از تردد خودرو. تك و توك ماشيني رد مي‌شد و آنهم بيشتر محلي. سه راهي اردهال در دشتي باز كه به سلسله جبال ختم مي‌شد داربست مي‌زدند؛ باز هم در تدارك مراسم قاليشويان. در اردهال جاي‌گير كه شديم پس از يك ساعت استراحت رفتيم به سمت كاشان. خانه تاريخي تاج از اولين بازديدهاي ما در كاشان بود. 200 سال از قدمت بنا مي‌گذشت و در نوع خود بسيار زيبا و روحبخش. از آنجا رفتيم به يك مغازه گلابفروشي در همان حوالي. موسوم به منوچهري مغازه‌دار جوان بود. از فرط بيكاري از صفحه تلويزيون مسابقه فوتبال تماشا مي‌كرد. ما را كه ديد در دم جهيد و انواع گلاب‌ها را در ليوان‌هاي يكبار مصرف به ذائقه‌‌مان چشاند و در پي هر چشاندني يكريز تبليغات مي‌كرد كه اين چيست و آن چيست؛ اين براي درمان معده و نفخ است و آن براي درمان فشار خون و سينه درد. توگويي مشتريان خود را ام‌الامراض مي‌پنداشت و گلاب‌هاي خود را كاشف الكروب! جوان در مشتري‌يابي كاركشته بود. ....



منبع این نوشته : منبع